Preflightin يا كنترل نهايي فايل قبل از خروجي دو تعريف عمده دارد :
الف- به فرآيند چك كردن يا كنترل كليه اقلام يا ارژينالهاي فيزيكي يا فايلهاي ديجيتال قبل از گرفتن خروجي Preflighting اطلاق ميشود.
ب- به عمل كنترل سيستماتيك اقلام ورودي (فايلهاي ديجيتال) گفته ميشود بنحوي كه مطمئن شويم اقلام مطابق با مشخصات از پيش تعريف شده ميباشند.در اين پروسه سعي بر آن است تا هر نوع خطا يا اشتباه يا اطلاعات ناقص و اطلاعات غلط كشف شود.
طبق تعريف دوم كه تعريف نسبتا جامعتريست اگر ندانيم فايلمان چه مسيري را بايد طي كند طبعا نميتوانيم آن را درست چك كنيم. نيز انچه مهم است نتيجه Preflight كردن فايل است كه ميتواند منجر به اعلام يكي از خطاهاي زير شود:
1- وجود error يا خطاي ذاتي در فايل مثل low res بودن (رزوليشن پايين) يا RGB بودن و ...
2- يافتن Mistake يا اشتباه سهوي طراح از قبيل در نظر نگرفتن Safty margin براي نوشته ها ي نزديك به لبه برش.
3- Missed information يا اطلاعات قيد نشده در برگه سفارش.
4-Mis information يا اطلاعات متناقض با برگه سفارش.
براي هركدام از موارد 3 و 4 مثالهاي زيادي ميتوان زد.
در تعريف دوم منظور از مشخصات از پيش تعريف شده ( pre-determind specification ) اولا الزامات فني سيستم خاصي است كه پروسه بر آن منطبق است مثل فرمت يا Mode يا رزوليشن و در مرتبه بعد مشخصات قيد شده در برگه سفارش .
تاريخچه Preflighting
Chuck Wager كه از مشاهير صنعت نشر در جهان است اولين بار در سال 1990 در جريان كنفرانسي با عنوان " ارتباطات رنگي" در امريكا از اين اصطلاح به عاريت گرفته شده از صنعت هوافضا استفاده نمود. در هوانوردي اين لغت به معني كنترل نهايي عملكرد كليه تجهيزات پرواز قبل از برخاستن هواپيما از زمين است.
هرچند در صنعت چاپ نيز شايد اهميت اعمال اين كنترلها بر محتواي ديجيتال كمتر نباشد.
سه دليل براي Preflighting
1- هزينه توليد را پايين آورده و از هدر رفتن زمان جلوگيري ميكند.
2- مانع از بهم ريختگي برنامه توليد ميشود.
3- از ايجاد مضرات مادي و غير مادي ناشي از يك توليد بدون كيفيت جلوگيري نموده و ضامن حفظ اعتبار فني مجموعه دست اندر كار پروسه است – شما بهتر ميدانيد بروز مكرر وقفه و پس و پيش شدن زمانبندي چاپ سفارشات يا ايجاد باطله زياد و از دست دادن مكرر زمان براي رسيدن به نسخه قابل تاييد ميتواند يك سازمان چاپ را ورشكسته كند يا حداقل اعتبار آن را با مارك عدم توانايي در بهره گيري از تكنولوژي در اختيارش زير سوال برد.
چه موقع بايد Preflighting را انجام دهيم ؟
كم خطاترين و اصوليترين روش آن است كه در چهار مرحله فايلها كنترل شوند.
1- در مرحله توليد فايلهاي native و توسط خالق اثر . بعنوان مثال طراح بايد كنترل كند كه فايلش چه رزوليشني بايد داشته باشد و يا اينكه RGB يا CMYK (بسته به الزامات سيستم خروجي) باشد و ....
2- در مرحله اتمام طراحي برروي فايلهاي native توسط طراح يا كسي كه وظيفه كنترل فايلهاي native را دارد.
3-برروي فايلهاي مخصوص چاپ (مثل PDF ) باز هم توسط طراح يا كنترل كننده فايلها.
يك نمونه از كترلها در اين مرحله كنترل فونتها ميباشد.
4- در مرحله توليد خروجي توسط ليتوگراف.هرچند در چاپ ديجيتال هم اين كنترل توسط اپراتور دستگاه چاپ ميتواند انجام شود.ولي از آنجا كه درچاپ ديجيتال اغلب ابتدا يك نسخه از كار چاپي بعنوان نمونه منطبق بر كار نهايي ارائه ميشود و نيز جهت رسيدن به ماكزيمم سرعت - از اتمام طراحي تا اتمام چاپ - اغلب اين كنترل انجام نميشود. با اينحال گروهي از خطاها ميتوانند از چشم غير مسلح مخفي بمانند . نتيجه اينكه در چاپ ديجيتال نيز مجموعه اي از عوامل نظير اندازه پيچيدگي و حساسيت و تيراژ كار چاپي و هزينه نمونه گيري و زمان در اعمال اين كنترلها توسط اپراتور و با توافق مشتري دخيل ميباشند.
روشهاي Preflighting
به دو روش دستي و مكانيزه ميتوان Preflighting را انجام داد:
• امتياز روش سيستماتيك سرعت نرم افزارهاي مربوطه است ونيز دقت آنها.
• روش دستي و كنترل فايلهاي native نيز امتيازاتي دارد :
1- جلوي خطا سريعتر گرفته ميشود چراكه بقول معروف كنترلي بهترين است كه as soon as possible باشد.
2- اعتبار فايلهاي native حفظ ميشود.
تجربه نشان ميدهد كه تركيبي از ادغام اين روشها البته با توجه به عامل زمان بهترين نتيجه را منجر ميشود.
ترجمه : مصطفی حسینی
منبع : www.advergraph.blogfa.com